مقایسه ویژگی های شخصیتی

اینجا هستید:
خانه » وبلاگ » مقایسه ویژگی های شخصیتی
thumbnail v - مقایسه ویژگی های شخصیتی
مقایسه ویژگی های شخصیتی

مقایسه ویژگی های شخصیتی در افراد مبتلا به سندرم قلب شکسته و افراد دچار حمله قلبی

در بین مراجعان بیمارستان های قلب اصفهان

دلارام بلوچی[1]  ­­_ دکتر سید حمید آتش پور[2] _ محمد رضا دایی جعفری[3]

چکیده:

پژهش حاضر با هدف مقایسه ویژگی های شخصیتی افراد مبتلا به سندرم قلب شکسته و افراد دچار حمله قلبی به مرحله اجرا درآمده است. پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی- مقایسه ای می باشد که جامعه آماری آن را بیمارانی تشکیل داده اند که در طی مدت 2 ماه به بخش قلب بیمارستان های شهر اصفهان مراجعه کرده بودند. از میان 1800 نفر مراجعه کننده پس از تشخیص 60 نفر بیمار مبتلا به سندرم قلب شکسته به شیوه تصادفی ساده مورد گزینش قرار گرفته و در همین مدت نیز با توجه به ویژگی های جمعیت شناختی افراد مبتلا به سندرم قلب شکسته، افراد مبتلا به حمله قلبی نیز انتخاب و همتاسازی گردیدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه شخصیتی CSL_90_R و همچنین پرسشنامه محقق ساخته علائم سندرم قلب شکسته بود. داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس، تحلیل کوواریانس و آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن بود که بین ویژگی های شخصیتی افراد مبتلا به حمله قلبی و افراد مبتلا به سندرم قلب شکسته در ابعاد خصومت، روان پریشی، وسواس-اجبار، و فوبیا تفاوت معنادار در سطح (05/0>P) وجود دارد. از سوی دیگر نتایج تحقیق نشان داد که بین ویژگی های شخصیتی زنان و مردان مبتلا به سندرم قلب شکسته و همچنین افراد متاهل و مجرد مبتلا به سندرم قلب شکسته نیز تفاوت معنادار وجود ندارد.

کلید واژه ها:

ویژگی های شخصیتی، سندرم قلب شکسته، حمله قلبی

The Comparison among personality charachtenistics of broken heart syndrome and heart attacked patients Among the clients of Heart Hospital isfahan.

Abstract

The aim of the present research is to compore the personality characteristiscs of the people with broken heart syndrome and heart attached people. Among 1800 patients 60 patients with broken heart syndrome were selected accidentally. The iustruments used in this research were SCL 90 questionnare and a questionnaire made by the researcher. The methods used in this researche with  were variance and covariance analysis plus t-test. The results showed that there is a s difference between the people with broken heart syndrome and people with heart attack in psychosis obsseisive compulsive disorders and phobias (p> 0/05) . anxiety on the other hands the results showed significant difference between male and fmale paitents with broken heart syndrome and married and single patients with broken heart syndrome.

Key words: Personality charachteristics, Broken heart syndrome,  Heat attack

مقدمه:

اخبار تکان دهنده همچون مرگ ناگهانی یک عزیز، شکست در عشق، استرس های ناشی از صحبت در محافل عمومی، مورد سرقت مسلحانه قرار گرفتن و غیره، از مواردی هستند که از گذشته به عنوان مساعد کننده حمله قلبی شناخته شده اند. داستان افرادی که از شدت ناراحتی مرده اند شاید به قدمت تاریخ باشد، اما تلاش برای مرتبط کردن این پدیده، با عوامل پزشکی به تازگی مطرح شده است (دلگادو و همکاران[4]، 2011). بیمارانی که دچار شرایط استرس زا می شوند، اصولا علائمی از خود نشان می دهند که با بیماران دچار حمله قلبی حاد اشتباه گرفته می شوند، چرا که افزایش استرس تاثیر مستقیم بر ترشح عصب رسانه آدرنالین و در نتیجه تخریب عضلات قلب دارد (دلگادو و همکاران، 2011).

در دوران تمدن، گزارشات مرگ ناگهانی و انفارکتوس قلبی در جمعیت های در معرض ضربه های احساسی از قبیل بلایای طبیعی و وقایع جنگ به خوبی مورد استناد قرار داده شده اند اما مسیر تاثیر فشار عاطفی حاد روی عملکرد انقباضی قلب مبهم باقی مانده است (ویستین[5]، 2007).

از گذشته های دور دست، بشر همواره به طور ذاتی از وجود نوعی ارتباط بین فشارهای عاطفی و قلب آگاهی داشته است. قرن ها است که انسان ها از حوادثی مثل حمله قلبی[6] و یا مردن بر اثر شکستگی قلب[7] می هراسند. شواهد پزشکی نیز مرگ های بی شماری را که بر اثر ایست ناگهانی قلب[8] در مواقع ترس، اضطراب و داغ دیدگی بوقوع پیوسته اند، تایید می کنند. در علم جدید نیز ارتباط بین حادثه های آسیب زای طبیعی و غیر طبیعی مثل زلزله، جنگ و حملات قلبی یا ایست های ناگهانی قلب کاملا مشخص شده اند. اخیرا نیز سندرم جدیدی وارد ادبیات پزشکی گردیده است که با اختلال در کارکرد ماهیچه های قلب که بر اثر استرس های شدید روحی و جسمی به وجود می آید، معرفی می شود. سالیان زیادی بود که علائم این سندرم را به خطاء جزء علائم حمله قلبی به شمار می آوردند اما به تازگی پزشکان مجموعه ای از این علائم را تحت عنوان اختلال خاصی طبقه بندی کرده اند (ویستین، 2007).

اصطلاح سندرم قلب شکسته[9] اولین بار توسط ( لیندوال[10] ) ابداع شد تا توصیفی باشد برای احساس غم شدیدی که به هنگام اتمام یک ارتباط عاطفی شدید گریبانگیر آدمی می شود (دلگادو و همکاران، 2011).

واکنش رایج اکثر انسان ها به جدایی های ناگهانی، نوعی احساس معلق ماندن در میان زمین و آسمان است، تا حدی که فرد خود را از تمام آرزوهایش دور افتاده می بیند، احساس کنترل خود را از دست می دهد، نا امیدانه تلاش می کند تا خود را به شخص دیگری نزدیک کند و در دریایی از بلاتکلیفی غوطه ور می شود. برای اکثر مردم تشخیص شکستگی قلب در مراحل ابتدایی آن کار آسانی نمی باشد و برای درک این امر که یک فقدان جسمی یا روانی تا چه حد بر فرد تاثیر گذار بوده است، نیاز به گذشت زمان وجود دارد. در بسیاری از روایات و افسانه های تاریخ، افراد پس از مواجه شدن با فقدان یک عزیز اصطلاحا ((دق)) کرده و مرده اند. در واقعیت هم انسان ها به بحران های مثل از دست دادن عزیز و یا شکست عشقی به شدت عکس العمل نشان می دهند. اختلالی که بر آن سندرم قلب شکسته نام نهاده اند، درست مراحل یک حمله قلبی (MI) را طی می کند و پزشکان را دچار این خطا می نماید که عملکرد قسمت گسترده ای از قلب، از بین رفته است (پراساد و همکاران[11]، 2008).

سندرم قلب شکسته می تواند باعث درد در قفسه سینه، تنفس سریع و نا مرتب و اختلال در عملکرد ریه ها بشود. در حقیقت علائم بسیار شبیه به علائم حملات قلبی می باشند و این دقیقا همان نکته ای است که پزشکان و مدد کاران اورژانس را اغلب در تشخیص دچار اشتباه می کند. مطالعات و تحقیقات نشان داده اند که تفاوت های زیادی بین سندرم قلب شکسته و حمله قلبی وجود دارد که نادیده گرفته می شوند. از جمله این تفاوت های نتایج آنژیو گرافی هستند که در سندرم قلب شکسته هیچ گونه گرفتگی رگ های منتهی به قلب را ترسیم نمی کنند. نتایج بدست آمده از آزمایش خون این بیماران نیز هیچ گونه افزایش در مقدار آنزیم های قلبی را نشان نمی دهند، بعلاوه که ضربان قلب نیز پس از گذشت حداکثر دو هفته به حالت طبیعی باز می گردد و بیمار بهبودی کامل حاصل می نماید (پلاتوسکی، 2005).

در یک تعریف ساده، ویژگی های شخصیتی مجموعه ای از صفات و ویژگی های گوناگونی است که تاثیر اساسی تر و عمیق تری از ظاهر بدنی دارند، ویژگی هایی که نسبتا پایدار هستند اما گاهی بسته به شرایط محیطی نیز تغییر می کنند و ممکن است مستقیما قابل مشاهده نباشد (شولتز، ترجمه کریمی، 1384).

بسیاری از وقایعی که غیر قابل پیش بینی هستند یا نگاه ما را به خودمان به چالش می گیرند پرفشار تلقی و تجربه می شوند. به نظر می رسد بعضی ها بیش از سایرین وقایع را پرفشار تلقی می کنند و به این ترتیب نسبت به وقایع دچار پاسخ فشار روانی و نهایتا کرونر قلبی (CHD) می شوند ( اتکینسون و همکاران، ترجمه رفیعی، 1380). دسته ای از تحقیقات بر روی کسانی متمرکز شده است که بیشترین مقاومت را در برابر فشار روانی دارند. کسانی که حتی در برخورد با حوادث پرفشار مهم نیز دچار اختلال هیجانی یا جسمی نمی شوند ( کوباسا و همکاران، 1979). تحقیقات نشان می دهند که مردان پرفشاری که کم بیمار می شوند با مردانی که بر اثر فشار روانی بیمار می شوند در سه بعد عمده تفاوت داشته اند: آنها فعالانه تر در کار و زندگی اجتماعی شرکت داشتند، گرایش بیشتری به تغییر و چالش داشتند و احساس کنترل بیشتری بر وقایع زندگی شان داشتند (کوباسا، 1979). به نظر می رسد مهمترین عوامل، احساس کنترل شخصی و تعهد به اهداف شخصی باشد (کوهن و ادواردز، 1989). خصوصیات شخصیتی افراد مقاوم در برابر فشار روانی یا افراد جان سخت[12] در این کلمات خلاصه می شود ((تعهد، کنترل، چالش)). این خصوصیات با عواملی مثل ادراک شدت عوامل فشار ارتباط متقابل دارند. مثلا احساس کنترل داشتن بر وقایع زندگی منعکس کننده احساس کفایت است که این به نوبه خود بر ارزیابی وقایع پرفشار تاثیر دارد. چالش همچنین با ارزیابی شناختی همراه است، این باور که تغییر در زندگی امری عادی است و آن را باید فرصتی برای رشد دانست نه تهدیدی برای امنیت.

یکی از الگوهای رفتاری یا سبک های شخصیتی که مورد توجه بسیار بوده است الگوی نوع A می باشد. پزشکان به مرور زمان متوجه شدند که قربانیان حمله قلبی، اشخاص متخاصم، پرخاشگر، بد بین و ناشکیبا هستند که بیش از حد درگیر کارشان شده اند. در دهه 1950، دو متخصص قلب مجموعه ای از رفتارهای الگوی نوع A را تعریف کردند که به نظر می رسید خصوصیات ویژه بیماران امراض قلبی عروقی باشد (فریدمن[13] و رزنمن، 1974). افراد دارای الگوی رفتار نوع A شدیدا رقابت جو و مایل به پیشرفت هستند، همیشه از لحاظ زمان احساس فوریت و اضطرار می کنند آرامش برایشان دشوار است، هر وقت که با بدقولی مواجه می شوند یا با افرادی که به قضاوت خودشان بی کفایت هستند برخورد می کنند، عصبانی و بی صبر می شوند. هرچند به ظاهر اعتماد به نفس دارند ولی همیشه مستعد احساس شک و تردید نسبت به خود هستند و خود را تحت فشار می گذارند تا در مدت زمان کمتری به پیشرفت های هر چه بیشتر دست یابند (اتکینسون و همکاران، ترجمه رفیعی، 1380). افراد نوع B می توانند بدون احساس گناه استراحت کنند و بدون عصبانیت کار کنند، احساس اضطرار و فوریت نمی کنند و لذا ناشکیبایی همراه با آن را هم ندارند. یک بررسی انجام گرفته بر روی بیش از 3000 مرد میانسال و سالم در طول مدت هشت سال نشان داد که افراد دارای ویژگی های اخلاقی نوع A دو برابر افراد نوع B دچار حملات قلبی یا دیگر امراض عروقی قلب می شوند. حتی پس از در نظر گرفتن رژیم غذایی، سن، مصرف سیگار و دیگر متغییرها نیز همین نتایج به دست آمد ( رزنمن و همکاران، 1975).

نوع ویژگی شخصیتی جدیدا شناسایی شده که ارتباط آن با اختلالات قلبی عروقی تا حد زیادی به اثبات رسیده است، الگوی شخصیتی نوع D می باشد، همه ما در طول زندگی خود با افراد بدبین، کسانی که همواره نیمه خالی لیوان را می بینند مواجه شده ایم. افرادی که در برقراری ارتباط با دیگران دچار مشکل هستند، نسبت به تمام وقایع احساس تنش و بدبینی می کنند و بندرت احساس سرخوشی و شادی دارند جدیدا در زیر گروه الگوی نوع D طبقه بندی شده اند ( دنولت، 2007).

برای سالیان طولانی دانشمندان در دانشگاه ندرلند، در جستوجوی ارتباطی بین ویژگی شخصیتی الگوی نوع D و افراد مبتلا به اختلالات قلبی و عروقی بودند. نتایج نشان دادند که در اکثر بیماران مبتلا به اختلالات قلبی عروقی، ویژگی شخصیتی نوع D پیش بینی کننده موثری در طول عمر بیمار خواهد بود. نتایج به دست آمده از تحقیق بر روی هزاران بیمار در طی چندین دهه این احتمال را تقویت نمود که افراد دارای ویژگی های شخصیتی نوع A در ابتلا به اختلالات قلبی عروقی شانس بیشتری دارند، در حالی که افراد دارای ویژگی شخصیتی الگوی نوع D در عدم بهبود و درمان اختلال قلبی عروقی شانس بیشتری دارند (دنولت، 2007).

ذکر این موضوع حائز اهمیت است که حمله قلبی ناشی از بیماری کرونر قلب (CHD) می باشد که بزرگترین علت مرگ در ایالات متحده است. CHD یا اختلال کرونری قلب ناشی از آسیب سرخرگهای کرونری یعنی سرخرگهای است که خون را در درون خود قلب به گردش در می آورند. در CHD یکی از سه سرخرگ کرونری یا بیشتر به طور جزیی یا کامل توسط رسوباتی به نام پلاکت که دیوار سرخرگ را ضخیم می کند مسدود می شود. وقتی سرخرگ های کرونری در نتیجه این رسوبات پلاکتی خشک و باریک شوند، رسیدن خون به بخش های متعدد ماهیچه قلب به طور موقت یا همیشگی متوقف می شود (ساراسون، ترجمه نجاریان، 1381).

اصطلاح اختلال روانی-فیزیولوژکی[14] بطور سنتی برای حالات جسمانی که در آن ها حوادث پر معنای روانشناختی بطور تنگاتنگی با نشانه های بدنی مرتبط هستند بکار رفته است. اختلالات قلبی عروقی از جمله اختلالاتی است که هم داده های بالینی و هم مشاهدات غیر رسمی اهمیت عوامل روانشناختی را در بروز آن تایید نموده اند. اصطلاح اختلالات قلبی عروقی به حالات آسیب شناختی مربوط به کنش قلب و رگ های خونی اشاره دارد. شواهد روز افزونی وجود دارد که نشان می دهند عوامل روانشناختی و اجتماعی در اختلالات عمده قلب عروقی که سبب بیش از نیمی از مرگ و میرها است موثر می باشند    ( ساراسون، ترجمه نجارین، 1381).

اگر چه مباحث مربوط با سندرم قلب شکسته مدتی است که بر سر زبان ها افتاده است، اما میزان شیوع این بیماری و بسیاری از ویژگی های دیگر آن همچنان ناشناخته باقی مانده اند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف مقایسه ویژگی های شخصیتی در افراد مبتلا به سندرم قلب شکسته و افراد دچار حمله قلبی به مرحله اجرا درآمد. انتظار می رود با آگاهی بیشتر نسبت به علائم این اختلال و بررسی ارتباط آن با ویژگی های شخصیتی مثل افسردگی، اضطراب، گوشه گیری و وسواس در افراد از یک سو و وضعیت تاهل و جنسیت آن ها از سوی دیگر، به علل بروز این اختلال از نظر روانی و عاطفی پی برده و بروز آن را در افراد مختلف تا حدی پیش بینی نمود.

روش:

روش مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی از نوع علی-مقایسه ای (پس رویدادی) می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل دو گروه می باشند. جامعه آماری بیماران مبتلا به سندرم قلب شکسته، این گروه را بیمارانی تشکیل می دهند که از اردیبهشت ماه لغایت تیر ماه 1392 به بخش قلب بیمارستان های چمران، سینا، الزهرا و خورشید اصفهان مراجعه کردند و علی رغم نشانه های بارز حمله قلبی، از نظر قلبی سالم تشخیص داده شدند. این افراد طبق تایید متخصصین و برآورد پرسشنامه محقق ساخته سندرم قلب شکسته، مبتلا به سندرم قلب شکسته تشخیص گزاری گردیدند. جامعه آماری بیماران مبتلا به حمله قلبی، این گروه را بیمارانی تشکیل می دادند که در طول مدت 2 ماه پژوهش به بخش های قلب بیمارستان های ذکر شده مراجعه کردند و در پی آزمایش های انجام گرفته توسط متخصصین قلب و عروق مبتلا به گرفتگی عروق کرونری و یا حمله قلبی تشخیص داده شده اند. از میان 1800 نفر از افراد مراجعه کننده و مورد بررسی قرار گرفته، 180 نفر  ( 2 گروه 90 نفره) به عنوان نمونه از روش نمونه گیری تصادفی ساده به منظور تکمیل پرسشنامه ها انتخاب گردیدند.

دلاور (1380) توصیه می کند که اندازه حجم نمونه برای پژوهش های علی-مقایسه ای در هر گروه حداقل 30 نفر است. بر این اساس حجم نمونه انتخاب شده برای گروه ها، کاملا مناسب و از حداقل پیشنهادی بسیار بالاتر است.

ابزارهای پژوهش:

پرسشنامه شخصیتی CSL-90-R: این مقیاس به وسیله پالوف تهیه و بوسیله فرانک بر اساس شاخص معروف پزشکی کرنل تصحیح شد. فرم اولیه پرسشنامه توسط دروگاتیس لیپمن و کودی (1973) معرفی شده و بر اساس شواهد بالینی تجربی و تحلیل های روان سنجی مورد تجدید نظر قرار گرفته و فرم نهایی آن تهیه شده است. این مقیاس در ابتدا برای نشان دادن جنبه های روانشناختی بیماران جسمی و روانی طراحی شد. اولین بار توسط سیاسی و فزونی در ایران بطور جداگانه ترجمه گردید و پس از آن میرزایی آن را در ایران مورد هنجاریابی قرار داد. بعد از هنجاریابی، این آزمون در تحقیقات فراوانی مورد استفاده قرار گرفت. این آزمون در فرم های 90-53-35 به کار گرفته می شود. مقیاسی که در این تحقیق به کار رفته است فرم 90 سوالی آن است که شامل مقوله جسمانی سازی، وسواس اجبار، حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب، خصومت، اضطراب مرضی، افکار پارانوئیدی، روان پریشی و مقوله سوالات اضافی می گردد. مجموعه 90 سوالی فرم کامل پرسشنامه شامل نشانه هایی است که از آزمودنی یا بیمار خواسته می شود در طول یک هفته گذشته وجود یا عدم وجود هر کدام از نشانه ها را در خود در یک مقیاس از 0 تا 3 مشخص نماید. عدد صفر مربوط به گزینه هیچ وجه و عدد 3 مربوط به گزینه زیاد می باشد. مجموعه این علائم مربوط به 9 مقوله اصلی می باشد که به تفکیک در مورد آن ها صحبت خواهد شد. این 9 مقوله 83 سوال را به خود اختصاص می دهند. میانگین هر فرد در هر مقوله مشخص می گردد که عددی از 0 تا 3 است و هرچه بالاتر باشد میزان اختلال بیشتری را نشان می دهد. 7 سوال دیگر مربوط به اختلال خواب، اشتها، احساس گناه و افکار مربوط به مرگ می باشد. با تحقیقاتی که در ایالت متحده با استفاده از ضرایب کد ریچاردسون صورت گرفته و تحقیقاتی که میرزایی، جاویدی، نوروز آبادیان و دیاریان انجام دادند، ضرایب بالایی برای این آزمون بدست آمده است. همچنین در ایران نوروز آبادان روایی آن را مورد تایید قرار داده است (کامکار، 1379).

پرسشنامه علائم سندرم قلب شکسته: پرسشنامه سندرم قلب شکسته یک پرسشنامه محقق ساخته می باشد که بر اساس مطالعه سازه های نظری معتبر در این زمینه ساخته شده و سپس به تایید چند تن از اساتید و متخصصین قلب رسید. این پرسشنامه شامل 7 سوال و هر سوال دارای دو گزینه پاسخ بله و خیر می باشد. در صورت انتخاب گزینه پاسخ بله توسط آزمودنی، یک امتیاز به او تعلق می گیرد و اگر مجموع امتیازات بالاتر از 5 به دست آید آزمودنی واجد علائم سندرم قلب شکسته در نظر گرفته خواهد شد. سوالات آزمون به ترتیب از سوال یک تا هفت شامل تجربه یک یا چند شکست عاشقانه یا عاطفی، تجربه از دست دادن عزیز یا اقوام نزدیک در حوادث ناگهانی، تجربه حوادث آسیب زا مثل تصادف و زلزله، تجربه به سفر رفتن عزیزان یا اقوام نزدیک، تجربه مشکلات شدید اقتصادی و مالی، تجربه طلاق خود یا نزدیکان و تجربه در معرض مشاجرات شدیدی خانوادگی قرار گرفتن می باشند. برای محاسبه پایایی، آزمون بر روی تعدادی از افرادی که بر اساس معاینه و تشخیص متخصصین، مبتلا به سندرم قلب شکسته تشخیص داده شده اجرا و سپس یک ماه بعد مجددا همین آزمون بر روی آن ها اجرا گردید. ضرایب همبستگی بین نرات کسب شده در آزمون اول و دوم معادل 69/0 محاسبه شد و مناسب تشخیص داده شد. همچنین محاسبه ضریب پایایی از طریق ضریب کد ریچاردسون، پایایی آزمون 66/0 را در حد قابل قبولی گزارش نمود.

تمامی داده های پژوهش با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس به منظور مقایسه سه گروه، تحلیل کو واریانس به منظور کنترل سایر متغییر های مداخله گر و آزمون t به منظور مقایسه نمرات زنان و مردان به وسیله نرم افزار SPSS 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتیجه گیری:

نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که که در سه ویژگی خصومت، روان پریشی و فوبیا بین افراد مبتلا به سندرم قلب شکسته با افراد مبتلا به حمله قلبی تفاوت معنا داری وجود دارد. این در حالی است که در سایر ویژگی ها مثل پارانویا، افسردگی، خود بیمار انگاری، اضطراب، حساسیت بین فردی و وسواس تفاوت معناداری وجود نداشت. طبق مطالب ذکر شده می توان نتیجه گیری کرد که ویژگی های شخصیتی خاص مثل روانپریشی، فوبیا و خصومت زمینه ساز ایجاد تعدادی از اختلالات قلبی و عروقی از جمله سندرم قلب شکسته می باشد. بر این اساس انتظار می رود که افراد مبتلا به سندرم قلب شکسته با توجه به مطالب ذکر شده دارای حداقل تعدادی از ویژگی های شخصیتی مانند وسواس، فوبی، خصومت، روان پریشی، افسردگی و پارانویا باشند که نتایج تحقیق حاضر نیز وجود تعدادی از این ویژگی ها را به اثبات رساند. شواهد به دست آمده از این پژوهش با تحقیقات اشترنبرگ (1999)، کی فی (2003)، گرگوری (2004) و دنولت (2007) همسو است. چرا که محققان مذکور نیز وجود ارتباطی بین ویژگی های شخصیتی افراد و ابتلا آنان به سندرم قلب شکسته را اذعان نموده اند. یافته های این پژوهش همچنین نشان داد که بین ویژگی های شخصیتی زنان و مردان، افراد مجرد و متاهل مبتلا به سندرم قلب شکسته تفاوت معناداری وجود ندارد. به بیان دیگر هیچ تفاوتی در ویژگی های شخصیتی با توجه به جنسیت و نوع تاهل در بین افراد مبتلا به سندرم قلب شکسته وجود ندارد. در تبیین عدم وجود تفاوت بین زنان و مردان و با توجه به میزان شیوع بیشتر اختلال سندرم قلب شکسته در میان زنان (جیانی، 2006) و با ذکر این نکته که میزان شیوع اختلال در زنان 4 برابر مردان می باشد، نتایج به دست آمده از پژوهش اخیر نشان می دهد که علت اختلاف در میزان شیوع سندرم قلب شکسته در بین زنان و مردان ناشی از ویژگی های شخصیتی زنان نمی باشد. برای به دست آوردن علت تفاوت موجود در میزان شیوع اختلال بین زنان و مردان به جای تمرکز بر ویژگی های شخصیتی و سلامت روان بیماران، باید در پی تفاوت های فیزیولوژیکی و هورمونی بین زنان و مردان بود. نتایج تحقیق اخیر با نتایج به دست آمده از تحقیق السبر و لرمن (2003) همسو می باشد. در تبیین دیگر پیرامون وضعیت تاهل و با توجه با به میزان شیوع اختلال سندرم قلب شکسته در زنان مجرد نسبت به زنان و مردان متاهل (دلگادو و همکاران، 2011) باید گفت که علت ابتلا بیشتر زنان مجرد و بیوه نه به علت تفاوت در ویژگی های شخصیتی آنها با افراد متاهل، بلکه به علت عوامل اجتماعی و آسیب های وارده از سوی محیط بر آن ها بوده است. فشارهای روانی حاد و طولانی مدت ناشی از زندگی در تجرد و تحمل مصائب و مشکلات زندگی به تنهایی در افراد مجرد از یک سو و فشارهای روانی و فیزیکی حاد ناشی از طلاق و یا مرگ ناگهانی شریک زندگی در افراد بیوه از سوی دیگر احتمالا از مهمترین عوامل شیوع بیشتر اختلال سندرم قلب شکسته در این دو قشر اجتماعی می باشد. نتایج به دست آمده از تحقیق حاضر با تحقیقات دلگادو و همکاران (2011) و جیانی (2006) همسو است. در مجموع یافته های این پژوهش می توان بیان داشت که افراد مبتلا به سندرم