خروج از ذهن ورود به زندگی

اینجا هستید:
خانه » وبلاگ » خروج از ذهن ورود به زندگی
thumbnail - خروج از ذهن ورود به زندگی
خروج از ذهن ورود به زندگی

1.حتی موفق ترین انسان ها هم علاوه بر تجربیات خوشایند،تجربیات ناگوار زیادی دارند.هیجانات انسانی دایما،لحظه به لحظه،ساعت به ساعت و روز به روز تغییر می کند.همه درد هیجانی رو خواه به شکل ترس،غصه، خجالت یا عدم اعتماد به نفس، تجربه می کنند.همه ی ما با عشق دست و پنجه نرم می کنیم وهمه از طرد شدن بیم داریم.همه ی ما می خواهیم در ظاهر قوی و خونسرد به نظر برسیم با این که در درون خود احساس ترس و وحشت داریم.

2.شما می توانید در زندگی راه خود را پیش بگیرید.همچنین می توانید آگاهی خود را درباره ی خودتان،مردم وفرصت هایی که دارید،افزایش دهید واین کاربه شما کمک می کند تا نوعی از زندگی راخلق کنید که برای بیان استعداد و علایق به شما فرصت می دهد.

3.جنگجوی ذهن آگاه کسی نیست که مانند یک فرد مانیک شتابان به میدان جنگ برود.کسی نیست که تکانش وتهاجمی رفتار کند و مانندفردی بزهکار،بی عاطفه یا حسابگر نیست.

4.”ذهن آگاه”یعنی با کنجکاوی به هدف خود توجه کنید و “جنگجو” یعنی با انرژی و شجاعت عمل کنید و انچه را برای شما اهمیت دارد،پی گیری کنید.بنابراین وقتی این دو کلمه را کنار هم می گذارید،جنگجوی ذهن آگاه مرد یا زنی است که از ذهن خود با خبر است،کسی که می داند چگونه  با شجاعت عمل کند وسعی می کندمطابق با آنچه برایش مهم یا ارزشمند است،زندگی کند.

5.جنگجویان ذهن آگاه چهار مهارت کلیدی به کار می برند که به کمک واژه ی اختصاری BOLD می توانید آنها را به خاطر بسپارید.

– تنفس عمیق و کنترل رفتار (B)

– مشاهده (O)

– گوش کردن به ارزش های خود (L)

– مصمم شدن در کارها و انجام آن ها (D)

6.هنگامی که می دانید چه می خواهید،باید کارهایی انتخاب کنید که شما را به سوی اهداف و ارزش های خود پیش می برد،سپس برای انجام آن ها اقدام کنید.این کار شجاعت می خواهد.زیرا در بعضی از مواقع به منظور انجام مواردی که برای شما اهمیت دارد باید با ترس خود مواجه شوید.

7.جنگجویان ذهن آگاه خود را مشاهده می کنند و یاد می گیرند که با کاستی های انسانی خود زندگی کنند.

8.مزایای مهارت های جنگجوی ذهن آگاه

.هنگامی که احساس نا امنی و ترس می کنید،هنوز هم توانایی استفاده از فرصت ها را دارید.

.هنگامی که خشمگین هستید،توانایی انتخاب دارید که باعصبانیت بر خورد کنید یا نه.

.هنگامی که خسته و بی انگیزه هستید،هنوز می توانید به انچه برای شما اهمیت دارد،متعهد باشید و در جهت اهدافتان اقدام کنید.

.هنگامی که خطا وشکست را تجربه می کنید،که بخشی از زندگی است،قوی تر می شوید.

9.ذهن آگاهی موجب انعطاف پذیری در افکار،احساسات و اعمال می شود.ذهن آگاهی اساس پی بردن به این موضوع است که چگونه با شجاعت و توانای در مسیر خود زندگی کنید.هنگام تمرین ذهن آگاهی  مهارت شما قوی تر خواهد شد.

بی توجهی عکس این مورد است،یعنی انجام کارها بدون تفکر یا توجه کافی،فرار از احساسات خود و عدم انجام آنچه برای شما اهمیت دارد.معمولا ویژگی بی توجهی معادل غیر قابل انعطاف بودن است.

10.هنگامی که آشفته هستید،آن را کنترل نکنید.بر عکس در آن

غوطه ور شوید.در لحظه،آشفتگی را تجربه کنید و سعی نکنید

نتیجه را بررسی کنید،بلکه به آنچه پیش می آید،بپردازید (لئوبابوتا)

11.از ان جا که کلید موفقیت در زندگی،تمرین و تمرین و تمرین

است به خواندن تمرین ها بسنده نکنید،زمانی هم برای انجام انها

صرف کنید و حین مطالعه ی کتاب آن ها را تمرین کنید.

12.افکار و احساسات هیچ گاه از بین نمی روند و هدف هم این

نیست.شما باید یاد بگیرید که با اکار و احساسات خود زندگی و

پیشرفت کنید.

13.تنفس ذهن آگاه احساسات نا خوشایند را ازبین نمی برد و

نمی تواند این کار را انجام دهد،بلکه به شما می آموزد به جای اینکه

مجذوب احساسات خود شوید،برخود مسلط شوید.

14.دوستی را که می خواهید بهتر بشناسید،انتخاب کنید و از او یکی

از سوال های زیر را بپرسید.سپس همانطور که به شما پاسخ

می دهد با ذهن آگاهی گوش کنید.

.شجاعانه ترین کاری که تا به حال انجام داده ای چیست؟

.مهم ترین هدف تو در سال جاری چیست؟

.بیشتر پول خود را صرف چه چیزی میکنی؟

.بهترین تعریفی که تا به حال از توشده چیست؟

.بهترین خوشگذرانی که سال گذشته داشتی چه بود؟

.موضوعی که تمایل داری بیشتر در مورد آن بدانی چیست؟

15.افراد راهبردهای فراوان و متفاوتی برای دور کردن احساسات

منفی به کارمی برند.یکی از روش های بررسی این راهبردها تقسیم

آن به دو گروه است:راهبردهای درونی و راهبردهای بیرونی.

راهبردهای درونی:

.بیرون کردن احساسات منفی از ذهن خود

.مشغول کردن ذهن به چیز های دیگر

.پرخوری

.پر خوابی برای دوری از احساسات

.ورزش زیاد

.به تعویق انداختن کارها

.دوری جستن از مردم

.انتقاد از خود

.نوشیدن الکل یا استفاده ازدارو برای متوقف کردن احساسات

.انجام بازی ویدیویی،تماشای تماشای تلویزیون یا استفاده از کامپیوتر

برای دوری از احساسات

راهبردهای بیرونی

.عصبانی شدن در مقابل دیگران

.تظاهربه قوی بودن

.عمل کردن به گونه ای که موضوع اهمیتی ندارد

.تلاش برای دیده نشدن

.از کاه کوه ساختن

.(مهربانی افراطی)و تلاش برای جلب رضایت همه

.خارج کردن افراد از شبکه ارتباطی خود

.درباره دیگران حرف زشت زدن

.اذیت کردن افراد دیگر

16.نمی توانید خود را وادار کنید که احساسات  یا افکار نداشته باشید.هر چه بیشتر تلاش کنید،احتمال موفقیت شما کمتر است.ظاهرا دو اصل وجود دارد:

اصل خارج از بدن وذهن:اگر بخواهید،معمولا می توانید از دست چیزی که دوست ندارید(مثلا آشغال )خلاص شوید.

اصل داخل بدن و ذهن:اگر هم بخواهید،معمولا نمی توانید از دست احساسات و افکاری که دوست ندارید،خلاص شوید.

17.تمایل به احساسات دشوار فقط به معنی فشار دادن دندان ها و تحمل اینگونه احساسات نیست،بلکه به معنی مشاهده ی احساسات هنگام آمد ورفت و عدم گرفتاری در آن ها است.

18.ظاهرا استفاده از مهارت های جنگجوی ذهن آگاه در چند مورد خلاصه می شوند:تمایل داشتن به یک احساس،مشاهده ی آن و انتخاب و انجام کاری که برای شما اهمیت دارد

19.لازمه ی نه گفتن به احساسات،نه گفتن به زندگی است.

20.جنگجویان ذهن آگاه افکار خود را هم مانند احساسات مشاهده می کنند و تحت تاثیر افکار خود قرار نمی گیرند.

21.

  • کار اصلی ذهن اطمینان از زنده ماندن شماست و این کار را از طریق تشخیص و حل مشکلات انجام می دهد.
  • از انجا که حیات،اولین اولویت ذهن شماست،ذهن باید به طور افراطی حساس باشد تا کوچکترین مشکلات را تشخیص بدهد.

22.انچه از طریق ذهن ارزیابی  می شود،تغییری نمی کند

آنچه تغییر می کند،دید گاه شما نسبت به آنهاست و گاهی این مورد آنقدر زیرکانه اتفاق می افتد  که حتی به آن چه روی می دهد،توجهی ندارید.اگر ذهن شما بیش از حد فعال شود،می تواند شما را متقاعد کند که فرشته، است ودیو،فرشته.می تواند دوستان شما را غیر دوست جلوه دهد،اگر چه انها هیچ تغییری نکرده اند و یا اینکه موجب شود در حالی که هیچ اشتباهی انجام نداده ایدفکر کنید مقصر هستید.

23.اگر ذهن را حین عمل مشاهده کنید،می توانید آن را حین تلاش برای متقاعد کردن خود دستگیر کنید.

24.ذهن،مشاور قابل اعتمادی نیست.نباید همیشه طبق افرادی که ذهنتان در اختیار شما می گذارد،عمل کنید.

.ذهن ،داستان هایی درباره ی شما می گوید

.این سخنان کوتاه،خود واقعی شما نیست،بلکه کلماتی است که ذهن با آنها داستان ساخته است.

.ذهن با ارزیابی های خود دنیا را رنگ آمیزی می کند.ذهن،خوب را به بد و بد را به خوب تبدیل می کند.

.ذهن متقاعد کننده است.

25.(شما) فقط بدن شما نیست.شما فقط احساسات شما نیست و شما فقط افکار خود نیستید.

(شما) ناظری هستید که بدن،احساسات و افکار خود را می شناسد می بیند.

26.ذهن انسان به منفی بودن گرایش دارد.علت هم تمرکز بر تشخیص مشکلاتی است که به حیات و شکوفایی ما کمک می کند.دیدگاه عاقلانه فرصتی فراهم می کند تا حتی هنگامی که ذهن در اوج منفی گرایی است،چگونه عملکردخود راانتخاب کنید.

27.واقعیت این است ،افرادی که نسبت به خود مهربان هستند.در شرایط استرس زا بسیار بهتر سازگاری می یابند و خویشتن داری بیشتری دارند.این نکته ارزش تاکید دارد که:مهربانی با خود غالبا با افزایش نیرومندی مرتبط است،نه به کاهش آن

28.هدف از بین بردن این افکار نیست،بلکه هدف این است که وقتی در ذهن خود گیر کرده ام،با استفاده از مهارت های جنگجوی ذهن آگاه جدا شوم و کارهایی را که برای من اهمیت دارد،انجام بدهم.

29.بی کفایت،ضعیف،بی ارزش،کودن و انتقادهای بی شماردیگر،همه ارزیابی هایی هستند که مانند آب و هوا رفت و آمد می کنند و شما مثل آسمانی هستید که این آب و هوا را در بر دارد.

30.حتی هنگامی که ذهنتان تلاش می کند شما را اذیت کند،هم چنان می توانید خوش بگذرانید،هم جنان می توانید به ارزش های خود گوش کنید و کارهایی را که برای شما اهمیت دارد،انجام دهید.

31.هنگامی که اعتماد به نفس ندارید،مهربانی با خود نقطه یخوبی برای آغاز است.

32.تو تنها جواب سوال زندگی خود هستی.تو تنها راه حل برای مشکلات زندگی خود هستی.(جو کودرت)

33.اگر فردی جرات پیدا کند تا رویایی داشته باشد،معمولا ذهن شروع به انتقاد می کند.

34.درک ارزش های خود و عمل مطابق آن ها موجب لذت و رضایت بیشتری در زندگی می شود.

35.سه ویژگی مهم زندگی ارزشمند :

.هیچ گاه نمی توانید ارزش های خود را به طور کامل انجام دهید زیرا آن ها نشانگر انتخاب ایده ال شما در زنگی هستند،همواره فرصت بیشتری برای زندگی کردن و گزینه های بیشتری برای انتخاب وجود دارد.

..شکست ها و خطاها ارزش های شما را از بین نمی برد.

.ارزش های شما کاملا در اختیار خود شما است.

36.گوش کردن به ارزش های خود و زندگی با آنها ،با دستیابی به اهداف تفاوت دارد.

37.در مورد خودتان،دید درونی یعنی به آنچه،مانند افکار و احساسات،در درون شما می گذرد و دید بیرونی یعنی توجه به آنچه در دنیای بیرون،دنیای خارج از بدن شما،اتفاق می افتد.

38.موفقیت درونی یعنی زندگی با ارزش های خود،که اهمیت بسیار دارد و مسلما موفقیت بیرونی نیزکه بر اساس کیفیت عملکرد شما در دنیای بیرون سنجیده می شود.

39.توجه بیش از حد به موفقیت بیرونی هنگامی که شرایط مطابق میل شما نیست،می تواند موجب درماندگی شما شود.

40.الف:موفقیت بیشتر به تمرین مربوط می شود تا به استعداد

ب:افراد موفق زیاد تمرین می کنند.

ج:افراد موفق فراتر از منطقه ی آسایش خود تمرین می کنند.

41.برای اینکه به رویاهای خود دست پیدا کنید،باید در طول مسیر شکست های اجتناب ناپذیری را قبول کنید.

اماده باشید!شکست درد هیجای فراوانی ایجاد می کند

لقمه ای از کتاب : حاکمیت ذهن:تفکر سرنوشت ساز از آدام کو با

ترجمه ی روان دکتر سید حمید آتش پور و طوبی مردانی ،ابوالفضل شیرازی،زهره اسماعیلیان اردستانی